یادداشت های شرکت کنندگان در مسابقه لبخند تایلند برای ما بفرستید و در مسابقه شرکت کنید

لبخند آخر
باید از سفری نوشت که نرفته ام
هه سلام منم مثل شمام با اعتقاد به شانس و ازین دست باورام مینویسم تمام.
ایران باران یه روز از روزای تابستان من تو مازندران این خاطره رو بند میزنم به تایلند تو یک ون نشستیم باکلی گردشگر دیگه که با یک تور مسافرتی اومدیم الان توجاده ایم بارون نسبتا شدیده و داخل ون همه مشغول گفتگو هستن و راننده هم رانندگی میکنه هرکسی یه همراهی برای حرف زدن داره اما من قلم کاغذ رو ترجیح میدم بیرون خیلی دیدنی و سرسبزه آدم دلش میخاد اینروز تموم نشه یه رستوران اونطرف دیده میشه که قراره ناهار اونجا باشیم یه گاری چی داره بیرون نارگیل میفروشه یه میمون کوچولو هم کنارش هست که خیلی بامزه پشتک میزنه و جلب مشتری میکنه بچه کوچیکای زیادی دورش جمع شدن و همه با لبخند بهش نگاه میکنن نزدیک در رستوران شدم روی در نوشته خوش آمدید یه رستوران با کلی غذاهای عجیب غریب نمیدونم از منو کدومی رو انتخاب کنم چون اینجا غذاهایی با گوشت انواع حیوانات طبخ میشه ترجیح میدم سبزیجات بخورم کنار میزی نشستم که سه تا دوست ایتالیایی هستن و ظاهرا دارن راجب غذا بحث میکنن با دیدن من یکیشون با نشون دادن دوربینش ازم خواست که ازشون عکس بگیرم اما جالب اینجا بود که یکیشون اخم کرده بود و من بهش اشاره میکنم که لبخند بزنه تا عکس خوبی براشون ثبت کنم.
بعد ناهار سنگین شدم و کمی خابم برد تو ماشین تا اینکه رسیدیم داخل شهر خیلی با فیلم مبارز تایلندی فرق داره شهر متمدن و آدمای خوش پوش اما یکم شبیه چینی ها چش بادومی هستن یه موتور سنگین به محض پیاده شدنم کنارم ترمز زد و گفت میخاد راهنمای من باشه اما من بهش فهموندم که فقط دوروز اینجام که قراره فقط از لبخند آدمای شهر شما بنویسم و برای خوشگذرونی نیومدم اونم یه لبخندی زد و گفت پس تا جونت دربیاد بنویس خسیس انگار اینجا آدما لبخند به لب اعصاب ندارن
شب تو هتلی که از طرف ایران تات گردشگری تایلند برامون درنظر گرفتن بودن رفتیم امکانات خوبی داره یه هتل شیک با کاغذ و خودکارم تولابی نشسته بودم و میخاستم بنویسم اما نمیدونستم از چی بنویسم خیلی حرف واسه نوشتن داشت اما تنها چیزی که مینویسم اینه تایلند چش بادومی هایی که لباشون همیشه خندونه آخه دوس ندارم مشغول نوشتن باشم و نصف چیزارو خودمم نبینم، ازون گذشته فردا قراره بریم جاهای تفریحی داخل غارهای پر از استالاگمیت قندیل بسته با قایق تو آبهای شفافی که کف زمین دیده میشه خلاصه باید خواب کافی داشته باشم دیروقته من میرم بخوابم قول میدم اگه منو بردن اونجا یعنی اگه جایزه رو برنده شدم براتون بیشتر مینویسم اصلا دوربین میبرم عکس میگیرم براتون تصویری شرح میدم تایلند چقدر جای باصفا و دیدنی هست.
ومن الله توفیق
اجرکم عندالله
یعنی منو نفرستین خیلی نامردین