یادداشت های شرکت کنندگان در مسابقه لبخند تایلند برای ما بفرستید و در مسابقه شرکت کنید

سفرخیالی به تالیند سرزمین ارزوها
3ماهه که دارم تو مغازه لباس فروشی کار میکنم و به امید سفر به شهر اروزها از خواب بیدارمیشم.پولهام که جمع شد پروااااز تا تایلند.میرم اژانس هواپیمایی و با یه سیگار گوشه لبم میگم اولین بلیط برای تایلند لطفا!!وقتی برسم اونجا از پله های هواپیماکه پیاده شم از گوشه عینک دودی دخترهایی که اومدن استقبالم رو نگا میکنم تا چمدونم رو بدم به خوشگلترین اونها.بعد که رسیدم هتل اول یه ماساژ تایلندی میگیرم تا اماده شم.اخ که برو بچ خوب خاطره ایی میگفتن.اقا صبح میان در اتاق و میزنن میان صبحونه میدن دهنم وای وای.چند تا دختر خوشگل و مانکن میام لباسامو میارن و میرم دریا شنا.به هر طرف نگا میکنم دخترای خندون دعوت میکنن واسه رفتن به گردش و موج سواری!اخ چه کیفی داره به هر دختری نگاه میکنی لبخند میزنه تازه اگه باباش ببینه اونم لبخند میزنه .عجب سرزمینی به خدا!شب که شد میرم دیسکو اونجا همه واسه من سرو دست میشکنن اما من که زود پا نمیدم .اینجا کیس زیاده.تا نزدیک صبح تو هوا بعد تا لنگ ظهر تو رختخواب و باز دوباره باصدای مهربون دوستان بیدار میشم.اخ جون تو کیه که برگرده مغازه لباس فروشی.جای همه خالی تمام دیسکوها و لب ساحل و مناطق دیدنی و رستورانهای غذا دریایی و همه جاهای دیگرو زیرو رو میکنم.اخ نگو نگو میگن لباس خیلی ارزونه .یه عالمه لباس زیر و رو و زنونه و مردونه و میخرم که خلاصه بر گردم ایران سوغاتی بدم که نعمت تموم نشه!!!!!!اخ که اونجا برم تلافی همه دلتنگی هامو در میارم.جون تو به هر کی نگا کنی دیگه نمیگه چی میخای داداش؟؟همه بهت لبخند میزنن و میگن یاهاتاهی هاماهایوهی ها ها !!!من فکر میکنم معنیش میشه به تایلند خوش اومدی عزیزم.